![]() |
![]() |
|
| تکیه کردم بر دوست ندانستم تکیه بر دوست تکیه بر باد است... |
|
شاخه با ريشه ي خود حس غريبي دارد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
دلم می گیرد از گفتن، دریغا شهر قلبم را غروبی تیره پوشانده است. تمام پیکرم از سردی شبهای غربت سخت می لرزد، حصار ذهن من آشفته و تبدار، درونم از حباب لحظه ها سرشار که همچون ضربه ساعت همیشه با قدمهای زمان از دور می آید و غم چون زخمه یی بر تار، تمام پیکرم را می خراشد از جدایی ها و ذهنم در حصار تنگ اندیشه.. صبورم از باور بودن، غمین از حیرت ماندن، دریغا نمی گویم غمم را با چه کس گویم بگو با من تو ای همراز ای همدرد مگر آیا مجال اعتمادی هست؟؟؟ دلم می گیرد از گفتن..... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
|
السلام علیک یا بنت رسول الله
تا فاطمه است و جگر سوخته ی او با داغ دل لاله کسی کار ندارد از ناله ی پنهان علی در دل شبها ...پیداست که دل دارد و دلدار ندارد
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید نشناخته توصیف مقامش نکنید هر کس که در او محبت زهرا نیست ...علامه اگر هست سلامش نکنید
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
... حرف هايی برای نگفتن |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم ... شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
نیایش خدایم ، خدایم آه ای خدایم صدایت می زنم بشنو صدایم شکنجه گاه این دنیاست جایم به جرم زندگی این شد سزایم آه ای خدایم بشنو صدایم مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شد سزایم آه ای خدایم بشنو صدایم گلویم مانده از فریاد و فریاد ندارد کس غم مرگ صدا را به بغض در نفس پیچیده سوگند به گل های به خون غلتیده سوگند به مادر سوگوار جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند خدایا حادثه در انتظار است به هر سو باد وحشی در گذر است به فکر قتل عام لاله ها باش که خواب گل به گل کابوس خار است خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم صدایت می زنم بشنو صدایم الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان نگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان نگردان الهی کیفرم را می پذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم کمک کن تا که با ناحق نسازم برای عشق و آزادی بمیرم خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
|
در سراشیبی این راه سیاه دل من خسته و آشفته دوان دل من سردتر از یاس سپید دل من پاک تر از آب روان
راه تا خانه ی تاریکی ها راه تا خیمه ی تنهایی هاست راه من ... جاده ی من یک پل سخت بر سر کو چه ی دلتنگی هاست
بر دو چشمان من از شوق بهار آسمان بوسه ی باران می زند قلبم اما در گریز از آسمان حرف پاییز و ... زمستان می زند
قلب تنهای نگاه خسته ام با امید ماه و باران زنده بود آسمان زندگی اش ولی از سیاهی ، از کویر آکنده بود
راه من از صبح . امید و بهار تا شب سرد زمستان می رود راه من تا قعر دریای سکوت تا زمان مرگ باران می رود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
|
باتوام اي سهراب اي به پاكي چون آب
يادته گفتي بهم تا شقايق زندست زندگي بايد كرد
نيستي سهراب ببيني كه شقايق هم مرد ديگه با چي كسي رو دل خوش كرد؟
یادته گفتي بهم اومدي سراغ من نرم آهسته بيا كه مبادا تركي برداره
چيني نازك تنهايي تواومدم آهسته نرم تر از يك پر قو خسته و چشم براه
يادته گفتي بهم عاشقي يعني دچار فكر كنم شدم دچار
تو خودت گفتي كه تنهاست ماهي اگه دچار دريا باشه
آره تنها باشه يار غمها باشه
يادته ميگفتي گاه گاهي قفسي ميسازم ميفروشم به شماتا با آواز شقايق
كه در آن زندانيست دل تنهايي تان تازه شود
ديگه حتي اون شقايق كه اسير قفسه سهراب ساحل يك نفسه
نيست كه تازگي براي اين دل تنهايي من
پس كجاست اون قفس شقايقت منو با خودت ببر به قايقت
راست ميگفتي كاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود آره كاشكي دلشون شيدا بود
من به دنبال يه چيز بهترينم سهراب تو خودت گفتي بهم
بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه ی عشق تراست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
زندگی با آدمهاش برای من یه قصه بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
نه از آشنایان وفا دیده ام نه در باده نوشان صفا دیده ام ز نامردمی ها نرنجد دلم که از چشم خود هم خطا دیده ام به خاکستر دل نگیرد شرار من از برقٍ چشمی بلا دیده ام وفای تو را نازم ای اشک غم که در دیده عمری تو را دیده ام دگر مسجدم خانه ی توبه نیست که در اشک زاهد ریا دیده ام نه سودای نام و نه پروای ننگ از این خرق پوشان چه ها دیده ام طبیبا مَکن مَنعم از جام می که درد درون را دوا دیده ام حریم خدا شد چه شب ها دلم که خود را از عالم جدا دیده ام از آن رو نریزد سرشکم ز چشم که در قطره هایش خدا دیده ام برو صاف شو تا خدا بین شوی ببین من خدا را کجا دیده ام |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
رویای صدا سمیرا جون اتوبان دلسپرده ارباب پیامک تنهایی باران |
|
RSS
|